هذیان

چون اطمینان دارم پریشانخوابى دیشب من حاصل جنگ و جدل تازه مجلسیان و شوراى نگهبان در ایران است خیال دارم با نوشتن این مطلب انتقامم را از هر دو دسته بگیرم. بى تردید مى دانید که بارزترین مشخصه “نظم نوین جهانى” در اولین دهه پدیدار شدنش همانا تجزیه بسیارى از کشورهاى بلوک شرق به کشورهاى کوچکتر بوده است. امپراتورى پهناور شوروى به بیش از ده کشور تازه، یوگسلاوى به چهار پنج کشور کوچکتر، و چکسلواکى به دو سرزمین مستقل تقسیم شدند. به نظر میرسد که سیاست “نظم نوین جهانى” در دهه دوم آن، ادغام کشورهاى کوچکتر و تشکیل سرزمینهاى پهناورتر باشد. اگر این پیشگوئى پیامبرگونه درست از آب در بیاید زمینه ایجاد اولین کشور از این دست در منطقه خود ما فراهم شده است.
آیا فکر کرده اید که اگر نمایندگان اصلاح طلب مجلس و دولتیان هم خط آنان که در موارد متعدد مثل قتلهاى زنجیره اى، حمله به کوى دانشگاه، دستگیرى و محاکمه روزنامه نگاران و بستن روزنامه هاى دگراندیش ناپیگیرى و تزلزلشان را به اثبات رسانده اند حالا که “نان و نام” خودشان در خطر افتاده است تا پاى جان بایستند و با کناره گیرى از حکومت حریف بى خردشان را در برابر ناظمان “نظم نوین جهانى” تنها بگذارند، چه ممکن است پیش بیاید؟
پاسخ من به این پرسش این است: بزودى یک کشور پهناور متشکل از سه کشور سابق، افغانستان، ایران و عراق، تشکیل مىشود که توسط یک شوراى سه نفره مورد تائید امریکا و انگلیس به صورت جمهورى فدرال اداره میشود. اعضاى این شورا عبارت خواهند بود از: حامد کرزاى، احمد چلبى و آیت الله اکبر رفسنجانى. این در حالى خواهد بود که صدام حسین، ملاعمر و على خامنه اى، رهبران سابق این کشورها، در زندانى در لاهه در انتظار محاکمه خواهند بود.