توضیح

من در وبلاگ نویسى آدم تازه واردى هستم ﴿بگذریم که از عمر این امکان عصر ارتباطات خیلى هم نمىگذرد و همه کم و بیش تازه واردند﴾. آنچه مرا به ادامه نوشتن در این شکل تازه راغب کرده برداشتى است که شخصا از این امکان دارم که آنرا با نوشتن مقاله در مطبوعات یا انتشار جزوه و کتاب متفاوت مىکند ﴿کارى که به شهادت کارنامه قلمىام نزدیک به سه دهه به آن اشتغال داشته‌ام﴾. به دیگر سخن من در وبلاگ امکان تازه‌اى را دریافتم که در اشکال قبلى برایم فراهم نبود یعنى نوشتن، آزاد از قید و بند نویسندگى. حسى که با این بیت همخوانى دارد: هیچ آدابى و ترتیبى مجوى / آنچه مىخواهد دل تنگت بگوى.
حالا که پس ار چهار پنج ماه به نوشته‌هاى کوتاهم در این وبلاگ نگاه مىکنم مىبینم درکم پر بیراه نبوده است و هر یک از نوشته‌ها صرفا بیان حسى بوده است که در آن لحظه داشته‌ام بىآنکه نگران فوت و فن نگارش و یا یکدستى و هماهنگى میان نوشته‌ها بوده باشم. هر آنچه دل تنگم خواسته است گفته‌ام: از خاطرات قدیم و جدید، از کولیها و کوبائیها گرفته تا کلاس درس و گربه و مدرسه‌ام!
مخاطب در وبلاگ ﴿منظورم وبلاگهاى شخصى مثل مال من است﴾ با مخاطب مجله و روزنامه بسیار متفاوت است. مخاطب اگر نخواهد هیچوقت اتفاقى سر راه آدم در وبلاگ قرار نمىگیرد در حالیکه با خرید یک نشریه مخاطب به ناچار با تمام مطالب منتشر شده در آن روبرو مىشود ﴿البته مىتواند یکى را بخواند و یکى را نه، ولى به هر حال همه مجله را یکجا خریده است و اگر از کارى راضى نباشد حس مىکند که صفحاتى از آن حرام شده است﴾. وبلاگ اما این مشکل را ندارد. مخاطبین مختارند به وبلاگى سر بزنند یا نزنند. هیچکس جاى هیچکس را تنگ نمىکند. ویراستارى وجود ندارد و کسى مسئول این نیست که بگوید چرا مطلبى را گنجانده و یا مطلب دیگرى را کنار گذاشته است. مخاطب در این مورد همچون خود نویسنده آزاد است. آزاد آزاد.
این همه را گفتم تا توضیحى داده باشم که چرا از کشتىبان شط ملکوت خواستم تا با اضافه کردن آدرس ایمیل خصوصى من در صفحه اصلى و حذف بخش نظرخواهى تغییراتى در صفحه وبلاگ من بدهد. طبعا دوستانى که مایل باشند مطلبىرا با من در میان بگذارند یا نظرى ارائه دهند به سادگى مىتوانند با فشردن کلید “تماس” مستقیما برایم ایمیل بفرستند. این کار چند حسن دارد. یکى حفظ حریم خصوصى من و مخاطبینم است. بسیارى به من گفته‌اند که مىخواستند مطلبى را با من در میان بگذارند ولى از اینکه همه قادر به خواندن آنند اینکار را نکرده‌اند. یکى دیگر اینست که من مىتوانم پاسخ خصوصى‌ام را به کسى که نظرى داده است یا پرسشى طرح کرده است بدهم چرا که دیگر پیامى با آدرس ناقص یا مخدوش به دستم نمىرسد. و دست آخر اینکه محتواى مطالب من در این وبلاگ دستکم تا کنون تنها بیان خاطره و ترجمه شعر و دادن اطلاعاتى در مورد فیلمها و مشابه اینها بوده است که خیلى انگیزه براى اظهار نظر مخاطبین فراهم نمىکند. از قدیم گفته‌اند: مورچه چیه که کله پاچه‌اش باشه!