با من از دریا بگو

خیلىها از من خواستند بیشتر از کولىها برایشان بنویسم. این هم شعر دیگرى است که با صداى ماریا خوزه سانتیاگو، یک خواننده سرشناس فلامنکو، ضبط شده است. شعر و موسیقى آن کار مانویل آله خاندرو، یکى از حرفه اى ترین موسیقیدانان فلامنکو است. گمان نمى کنم قلبى در جهان یافت شود که از تصاویر فراواقعیتگونه ى این ترانه نلرزد.
با من از دریا بگو، قایقران
میگن بهارا، تو دریا، گاوهایى هستن به رنگ آبى
که خورشید چوپونشونه
و سرپوششون ابره
که با باد جابجا میشه.
میگن بهارا، تو دریا، گاوهایى هستن به رنگ آبى.
با من از دریا بگو، قایقران
بگو با من که راسته اونچه در باره ش میگن یا نه،
من ار پنجره نمیتونم اونو ببینم
از پنجره ام دریا پیدا نیست.
با من از دریا بگو، قایقران
بگو با من چه حس مىکنى وقتى اون دورها با دریا یکى میشى،
من ار پنجره نمیتونم اینو بفهمم
از پنجره ام دریا پیدا نیست.
با من از دریا بگو، قایقران
میگن قایق به جستجوى پریاى دریایى عاشقانه به دریا میزنه،
پریاى دریایى تازه،
میگن به عشق دریاست که قایق به آب میزنه.
با من از دریا بگو، قایقران
با من از دریا بگو.