جنگ در جبهه ى زمان

این دو هفته که مطلبى ننوشتم براى این بود که همزمان در سه جبهه در حال جنگیدن بودم: جبهه اول جبهه ى زمان بود که به اعتقاد بسیارى سنگینترین جبهه هاست. براى من اما نه چندان. سالروز تولد شصت سالگى براى من چیزى بود مثل چهل سالگى، یعنى همانوقت که ایران را ترک کردم (زنده نام، صفرخان قهرمانى، مرد پایدار زندان، همیشه مىگفت سى سال بیشتر ندارد چرا که باقیش را در زندان بوده است!)
داشتم از جبهه ها می‌گفتم. دومین جبهه، جبهه خانواده و دوستانم بود که پنهان از من اما با پشتکارى وصف ناشدنى سعى داشتند با راه انداختن یک مهمانى بزرگ و نامنتظره شصت سالگىام را به رخم بکشند.
سومین جبهه اما سختترین آنها بود. در اتاق کارم در مرکز آموزش نشسته بودم و هر وقت که مىخواستم براى کارى به راهرو بروم یکى از دانشجوها مىآمد و سوالى مىکرد و نمىگذاشت بروم. وقتى بالاخره از اتاقم در آمدم در هال بزرگ جلو کلاسهاى درس، دانشجویانم را دیدم که در دو صف منظم ایستاده بودند و صفا، دانشجوى ایرانیم، با حجاب اسلامى (و زبان روزه چون اول ماه رمضان بود)مثل رهبر ارکستر جلو همه ایستاده بود. با ورود من رهبر دستش را تکان داد و دانشجویان که به هیجده زبان مختلف حرف مىزنند یکصدا به زبان فارسى سلیس تولد تولد تولدت مبارک را برایم خواندند! و بعد وقتى من در صحبت کوتاهى به شکستم در جبهه زمان اعتراف کردم دست جمعى، باز هم به فارسى فریاد زنند: رضا رضا دوستت داریم.
بعدا شنیدم که صفا چند روزى بود که آنها را در خوابگاه تمرین مىداد!

۷ comments

  1. تولد شصت سالگی تان مبارک. به هر حال من کیک تولد می خوام. یادتون که نمی ره؟
    راستی قبض تلفنتون اومد؟

  2. رضا
    تو واقعا شصت ساله شدی؟ یا اینجوری اعلام می کنی که اول ما بهت سلام کنیم؟ به هر حال برای من در جایی هستی که همیشه در سلام پش دستی خواهم کرد، حتا اگر چهل ساله باشی. از نظر من تو یک نویسنده و فیلمساز چهل ساله ی پخته هستی. و خوبیش این است که تیمسار و رهبر و شاعر و منتقد نیستی. آدمی.
    تولدت مبارک.
    با بوسه و مهر – عباس

  3. سلام . خیلی زیبا بود . امیدوارم که موفق باشی . راستی چه جوری میشه به این حلقه زیبا و پر از احساس های زیبا حلقه ملکوت پیوست . خیلی دوست دارم که قلمی داشته باشم و تکه کاغذی . منتظر شما هستم. بدرود.

  4. آقای علامه زاده!
    ۶۰سالگی همه ی آدم ها شبیه هم نیست ومن خوشحالم که می تونم ۶۰سالگی کسی روبهش تبریک بگم که من رو به بودن و زیستن امیدوار می کنه.تولدتون مبارک.
    الهام الهی

  5. Omrat deraz bad.
    In jomlehi keh az Safar Khan naghl kardi mara yad hal o ahval khodam andakht.
    Man 21 sal ast keh khodam ra bist saleh fekhr mikonam tchon az baad az tark vatan zaman barayam dar haman salha motevaghef shodeh ast.
    Ayam khosh aan boud keh ba doust beh sar shod
    Baghy hameh bi hasseli o dar beh dari boud

  6. آای علامه زاده ی عزیز،
    عشق چیست؟
    آیا این نیست که خانواده و دوستان شصت سالگی را به رخ آدم بکشند؟
    آیا این نیست که بچه ها از ۱۸ کشور با ۱۸ زبان مختلف به زبان مادری من و شما شعر تولدت مبارک را بخوانند؟
    و شما هنوز خودتان را به حق چهل ساله میدانید، زمان هم در مقابل شما شکست خورده.
    جبههایی را که نام بردید جبهه های عشقند .
    با آنها نجنگید
    به آنها عشق بورزید
    تولدتان مبارک
    یگانه

Comments are closed.